مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

562

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

معناى شمول و فراگيرى است . در كتاب « انوار الاصول » آمده است : « ان العام معناه الشمول لغة و عرفا » . « 1 » در اصطلاح علم اصول ، از عام تعريف‌هاى متفاوتى ارائه شده است : 1 . عام لفظى است كه مفهوم آن‌همه افراد و مصاديقى را در بر مىگيرد كه صلاحيت انطباق بر آنها را دارد . در كتاب « انوار الاصول » آمده است : « ما يكون مستوعبا لجميع الافراد التى يصدق عليها بمفهوم اللفظ » . « 2 » 2 . عام لفظى است مانند « كل » در مثال « اكرم كل عالم » كه همه مصاديق مدخول خود ( عالم ) را كه صلاحيت انطباق بر آنها را دارد دربر مىگيرد . در كتاب « تهذيب الاصول » آمده است : « ما دل على تمام مصاديق مدخوله مما يصح ان ينطبق عليه » . « 3 » برخى معتقدند مفهوم عام و خاص از مفاهيم روشنى است كه به تعريف نياز نداشته و تعريف‌هاى موجود از نوع شرح لفظ مىباشد . نكته اول : رابطه ميان عام و خاص ، رابطه نسبى و اضافى است . نكته دوم : گاهى لفظ عام بر خود حكم اطلاق مىشود ، نه بر لفظى كه موضوع حكم است ؛ يعنى گفته مىشود اين حكم عام است ، به اين اعتبار كه تمام افراد موضوعش را شامل مىگردد . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 139 . فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 218 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 151 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 173 . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 3 ، ص 222 . صاحب معالم ، حسن بن زين الدين ، معالم الدين و ملاذ المجتهدين ، ص 116 . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 193 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 440 . رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 160 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، ص ( 519 - 511 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص ( 581 - 579 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 351 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 252 . عام آبى از تخصيص عام مقاوم در برابر تخصيص به دليل ظهور قوىتر نسبت به خاص معمولا عام ، قابل تخصيص است ، زيرا خاص يا به خاطر اين كه براى عام قرينه است يا به دليل اينكه ظهور آن قوىتر از عام است ، بر عام مقدم است ؛ اما گاهى به واسطه عوارض مثل لزوم تخصيص اكثر كه مستهجن بودن آن در نزد عرف روشن است و يا به دليل وجود قرينه‌اى كه ظهور عام را بر ظهور خاص مقدم مىنمايد ، عام ، آبى از تخصيص مىگردد . بنابراين ، عام آبى از تخصيص ، عامى است كه به واسطه عوارضى ، ظهورى قوىتر از خاص پيدا كرده و غير قابل تخصيص مىگردد ، مانند عموم‌هاى تعيين‌كننده وزن آب كر ، كه چون در مقام تعيين دقيق وزن آب كر مىباشد قابليت تخصيص آنها از بين مىرود . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 212 . عام ابدالى ر . ك : عام بدلى عام احوالى لفظ مفيد شمول حكم به حسب حالات مختلف موضوع عامى كه شمول و سريان آن به حسب احوال افرادش مىباشد ، عام احوالى نام دارد ، مانند : « اكرم زيدا فى كل حالة » ، كه حكم اكرام به زيد تعلق گرفته است و چون زيد يك فرد بيشتر نيست نمىتوان شمول افرادى را براى او تصور كرد ، ولى چون حالات متفاوتى دارد ، شمول نسبت به حالات او لحاظ شده و اكرام زيد در هر حالتى ، مورد توجه مولا است ، چه در حال فقر چه در حال غنا ، و چه در حال عدالت چه در حال فسق و چه غير آنها . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص ( 109 - 108 ) . عام ازمانى لفظ مفيد شمول حكم نسبت به زمان‌هاى مختلف موضوع عام ازمانى ، عامى است كه شمول و سريان آن به حسب زمان لحاظ شده است ، مانند : « يجب الصدق ابدا » يا « يحرم الخمر دائما » ؛ يعنى راست‌گويى در همه زمان‌ها ضرورت دارد و مىگسارى هميشه حرام است . نيز ر . ك : عموم زمانى . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 174 . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 101 . عام استغراقى لفظ مفيد شمول حكم نسبت به همه افراد موضوع به‌طور مستقل عامى كه موضوع حكم قرار گرفته ، به‌گونه‌اى كه حكم بر تك‌تك افراد موضوع به‌طور جداگانه بار شده است ، عام استغراقى نام دارد . در عام استغراقى ، شمول و سريان افرادى به‌گونه‌اى لحاظ

--> ( 2 و 1 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 85 . ( 3 ) . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 459 .